بهائیت در خدمت استعمار (36)
بهائیت بعد از سال 1362 این در حالی بود که تا سال 1362 بهائیت کماکان بطور مخفیانه به فعالیتهای تشکیلاتی خود ادامه میداد تا اینکه در این سال دادستانی کل کشور با انتشار نامه رسمی هرگونه فعالیت تشکیلاتی بهائیت را در ایران ممنوع اعلام کرد. به دنبال چاپ اعلامیه دادستانی و نیز مصاحبه دادستان وقت با جراید در رابطه با وضعیت بهائیت، محفل روحانی ملی بهائیان ایران سریعاً واکنش نشان داد و با چاپ و انتشار جوابیهای در قالب یک اعلامیه هشت صفحهای به اطلاعیه و اظهارات دادستانی پاسخ گفت و آن را در سطح وسیعی منتشر نمود در قسمتهایی از این اعلامیه آمده است:
«اخیراً جناب آقای دادستان محترم کل انقلاب اسلامی کشور طی مصاحبه ای که متن آن در جراید منتشر گردیده پس از ایراد اتهاماتی ناروا بر جامعه بهائی ایران و محکوم شناختن جمعی از بهائیان که به جرایمی واهی و مجعول و صرفاً به علت اعتقاداتشان اعدام یا دستگیر و زندانی شده و اکثراً هم محاکمه نگردیدهاند، ادامه کار تشکیلات دینی و روحانی بهائی را ممنوع اعلام نمودند و عضویت در آن را جرم دانستند...»
محفل ملی در ادامه ضمن وارد ساختن اتهاماتی به حکومت جمهوری اسلامی و نیز اصرار بر دفاع از کسانی که به اتهام جاسوسی دستگیر شده و تبلیغ ضمنی فرقه بهائیت مینویسد:
«دیانت بهائی دارای اصول و احکام مستقل است. کتاب آسمانی مستقل دارد. حج و عبادت دارد، فرد بهائی نماز میگزارد و روزه میدارد، بر مبنای اعتقادات خویش خمس و زکات میدهد و به مراعات جمیع صفات پسندیده و محبت به جمیع ابناء بشر و خدمات عالم انسانی و جان فشانی در سبیل خیر و فلاح همنوعان خویش مأموریت و از ارتکاب اعمال ناشایست ممنوع...» و در جای دیگر ادامه میدهد: «متأسفانه در این نامه جای آن نیست که بلایای وارده بر بهائیان بیگناه ایران بیان گردد و یا یکایک اتهامات وارده پاسخ گفته شود ... با اینهمه جامعه بهائیان ایران برای اثبات حسن نیت و بر اساس اصول اعتقادی خویش در اطاعت تام از اوامر دولت و حکومت که مبنای آن قبلاً در این بیانیه تشریح گردید، تعطیل تشکیلات بهائی را در سراسر ایران اعلام میدارد و از این پس تا زمانی که انشاءالله سوء تفاهمات بر طرف گردد و حقایق لااقل بر ولاة امور روشن و آشکار شود، محفل ملی و کلیه محافل روحانیه محلیه و لجنات تابعه آنها تعطیل است و هیچ فردی عضو تشکیلات بهائی شناخته نمیشود.»
البته با ادامه اعلامیه کاملاً مشخص میشود که این اقدام یک اقدام تاکتیکی در آن زمان خاص بوده تا سران بهائیت بتوانند راه کارهای بهتری را برای ادامه فعالیت خویش بیابند. به همین دلیل با توجه به اعتقادات دینی و به دلیل اینکه تشکیلات بهائیان نمیتوانست پیروان خود در ایران را به حال خود رها کند با پنهان کاری نسبت به راه اندازی تشکیلات جدید در سطح محدود اقدام کرد، که ظاهراً صرفاً به احوال شخصی هم کیشان میپردازد، ولی با توجه به سابقه و حمایتهای بینالمللی از این فرقه، این تشکیلات نمیتواند بدون ارتباط با سیاستهای جهان بهائیت عمل نماید.
بنابر آنچه گفته شد بعد از انقلاب اسلامی موضع بهائیت در مقابل جمهوری اسلامی، استفاده از نوعی مظلوم نمایی و تبلیغ بر اساس آن است. تشکیلات آنان در حد محدودتر از آنچه قبل از انقلاب وجود داشت، ادامه فعالیت میدهد و بیشتر به حفظ خود و پیروان میاندیشد.
موضع جمهوری اسلامی اما همانطور که بیان شد با اینکه بهائیت با نظام جمهوری اسلامی ایران اختلاف مبنایی دارد، موضعگیری جمهوری اسلامی ایران در مورد آنان در جهت محدود کردنشان و نه محو آنان بوده است بطوریکه تمام مقامات ایرانی بارها اعلام کردهاند هیچ کس به جرم داشتن عقایدش در جمهوری اسلامی مورد تعقیب و مجازات قرار نمیگیرید و در مجازات برخی اعضای این فرقه سیاسی نیز به وضوح اعلام شده است که این عده صرفاً به جرم فعالیتهای جاسوس و خیانت مجازات میشوند.
لذا جمهوری اسلامی عقیده ندارد که همه بهائیان کاملاً و بدون استثناء جاسوس اسرائیل و آمریکا هستند ولی بدلیل شرایط موجودشان در تشکیلات خود و اختلافات مبنایی با نظام جمهوری اسلامی و ضربه اساسی که این تشکیلات بعد از انقلاب اسلامی از مردم مسلمان خورد کاملاً واضح است که این افراد کاملاً آمادگی مورد سوء استفاده قرار گرفتن توسط دستگاه های جاسوسی بیگانه را دارند.
این مطلب را حمایت رؤسای غربی، بارها در حمایتشان از بهائیان دستگیر شده در طول سالهای پیشین به اثبات رساندهاند و این خود بزرگترین دلیل بر مزدور بودن و ارتباط بهائیان (البته نه همه بهائیان) با دولتهای غربی محسوب میشود.
از جمله این حمایتها بیانیه ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1983 بود در حمایت از بهائیان دستگیر شده به جرم جاسوسی در ایران که پیشتر این به آن اشاره شد.
کنگره آمریکا نیز در جهت حمایت از بهائیان اقداماتی داشتهاند که از آن جمله خبر روزنامه واشنگتن پست پنج عضو کنگره آمریکا به ریگان پیشنهاد کردند که با یک اقدام بین المللی از مجازات بهائیان در ایران جلوگیری نماید. این قطعنامه همچنین به امضای 33 عضو سنای آمریکا رسیده بود. (زاهد زهدانی پیشین صفحه 275 - 284)